خرید بک لینک
صدای ضبط ماشین یکم زیاده ، یه روزی ... یه جایی ... یه دل شکستم ....

مثل قدیما کنار اون رودخونه ، زیر همون درخت که رو تنش اسم جفتمونو یادگاری نوشتیم ، نشستم

فقط یه تفاوت داره ، اون روزا با هم بودیم ، ولی این روزا تنها ...

سرمو برمیگردونم و یه نگاه به جای اسممون میکنم ، فکر میکنم یه هفته پیش بود ، بعد از ظهر ماه رمضون ، با چاقو جای اسمتو تراشیدم ،...

حالا فقط نوشته فردین ! با یه قلب ِ نصفه .

بیخیال میشن ، برمیگردمو و یه تیکه سنگ برمیدارم و پرت میکنم تو رودخونه .

دیوونه ، همه چی تموم شده ، خیلی وقته ...

حالا تو میخوای بخندی ، با خودت ، رفیقات و آدمایی که دوستت دارن .

ولش ...

لم میدم زیر درخت ، چشمامو میبندم .

الان کجایی و داری چیکار میکنی ؟

داری هنوزم فروغ میخونی و شبا استیکر قلب میفرستی ؟

این بار برای کی ؟

میخوام تو خیالت غرق باشم ولی یه صدایی منو به خودم میاره ...

یه نگاه به اون سمت رودخونه میندازم

یه ریو سفید ، یه دختر و پسر که اون سمت رودخونه ، شاید صد متر بالاتر نشستن

چقدر راحت سرش رو پاهای عشقشه ...

دختره داره موهای پسره رو ناز میکنه و میگن و میخندن ...

" - عوضی ِ منننننننن "

هه

بگم دلم نخواست ؟ ...

ولش ...

پ ن : گاهی میخوای بازی تموم بشه ولی خیابون و آدماش نمیذارن

پ ن : گاهی میخوای بازی شروع بشه ولی خیابون و آدماش نمیذارن

پ ن : اونایی که دارمو از دست ندم ، میدم ؟

برچسب: یادگاری,یادگاری به انگلیسی,یادگاری پوتک,یادگاری برای دوست,یادگاری خلسه,یادگاری سیاوش قمیشی,یادگاری رضا صادقی,یادگاری شبکه 3,یادگاری حسین توکلی,یادگاری سیاوش قمیشی متن, نویسنده: یوسف محمدی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 9:39

صفحه بندی