خرید بک لینک
این بازمانده در دنیایی بی رنگ ، روبروی میزی چوبی ، روی صندلی داغانی که آخرین روزهای عمرش را سپری میکند ، در دل دیوار به دنبال قاب عکسی میگردد که تصویری وارونه را هر روز در خودش به آغوش میکشد .

تصویری از اشک های یک دیوانه ی زشت ، که با چشم های بسته و دهانی باز به خیالات خاکستریش فکر میکند .

به روز هایی که باید بیایند تا روی قلب ماه ویلا بسازد و روی زحل یک مرکز توریستی بزرگ و شاید روی عطارد یک کتابخانه ی کوچک .

پ ن : هذیان های شبانه

پ ن : گوشه گیر !

پ ن : اوسکل تر از اشک های یک خاعن [ پلیز گیر ندین ]

برچسب: نویسنده: یوسف محمدی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 9:39

صفحه بندی