خرید بک لینک
با صدای آلارم موبایل که برای هفت صبح تنظیم شده بود ، چشمام باز شد . گوشیو از کنار تخت برداشتم و آلارم قطع کردم که چشمم به نوتفیکیشن افتاد .

- فردا تولد ِ یه خل و چله ، یادت نره هاااا

اینو هانی فرستاده بود ، ولی تولد کیه ؟ تولد مهر ماهی های دور و برم که همشون رد شده .

همینطور که داشتم به این مسئله فکر میکردم ، پاشدم ، گوشی گذاشتم رو اپن ، رفتم جلو آینه ی روشویی ، یه نگاه به خودم کردم و دست و صورتمو شستم ، بعدشم آشپزخونه و زیر سماور روشن کردم و همونجا رو صندلی نشستم .

دستمو دراز کردم و گوشی برداشتم ، تقویمو باز کردم و تاریخ امروزو چک کردم ، یه لحظه لبخند رو صورتم نشست ، امروز که نه فردا هم نه ، ولی پس فردا تولد یه رفیق مشترک و قدیمیه . از وقتی یادمه به جای 25 مهر ، 24 مهر بهش تبریک گفتم .

پ ن : #تولدت_مبارک #رفیق

پ ن : مواظب رفیقاتون باشین

پ ن : گاهی لازمه ریست بشین

برچسب: یه شروع تازه,يه شروع تازه,یک شروع تازه,شروع یه زندگی تازه, نویسنده: یوسف محمدی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 10:05

صفحه بندی